02 مهر 1400 ساعت 22:38

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

گاهی آدم‌ها مبتلا می‌شوند به مرض روحی و روان‌شناختی که عبارت است از سیر نشدن از مال و نعم دنیایی. دارای مکنت است اما سیری‌ناپذیر است. مرضی است که چشم او را کور می‌کند و حقایق را نمی‌بیند و آلوده به انواع آلودگی‌ها می‌شود.

خطبه اول

بسم‌الله الرحمن الرحیم نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور أنفسنا و سیئات أعمالنا و نصلّی و نسلّم علی سیدنا و نبینا و طبی قلوبنا و شفیع ذوبنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین و لا سیّما بقیة الله فی الارضین.

توصیه به تقوا

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم  «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ» [ - سوره توبه، آیه 119] عِبَادَ اللَّهِ أوصِیکمْ و نَفسِی بِتَقْوَی اللَّه و ملازمة أمره و مجانبة نهیه و تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيل‏ [ - سید رضی، نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، خطبه 204، ص 321.] وَ تَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی [ ـ سوره بقره، آیه 197.]

همه شما برادران و خواهران نمازگزار و خودم را در این ایام و در این روز شریف  به تقوای الهی، رعایت اوامر و فرمان‌ها و رضای خداوند در همه احوال و شئون و قلمروهای زندگی سفارش و دعوت می‌کنم. امیدواریم خداوند همه ما را از متقیان، وارستگان و پارسایان مقرر بفرماید.

حرص و طمع

عرض کردیم دلایلی که انسان‌ها را به سمت گناه خصوصاً گناهان مالی و تعدی به حقوق دیگران سوق می‌دهد امور متعددی است و چهارمین عامل در تجاوز به حقوق دیگران عبارت بود از طمع، حرص، آز و زیاده‌خواهی جنون وار و مجنونانه و مست ثروت و مال شدن.

گفتیم که این مسئله از ریشه‌های بسیاری از گناهان و معصیت‌ها به شمار می‌آید. گاهی آدم‌ها مبتلا می‌شوند به مرض روحی و روان‌شناختی که عبارت است از سیر نشدن از مال و نعم دنیایی. دارای مکنت است اما سیری‌ناپذیر است. مرضی است که چشم او را کور می‌کند و حقایق را نمی‌بیند و آلوده به انواع آلودگی‌ها می‌شود.

البته این مرض درجات و مراتب دارد. گاهی آدم‌ها مقداری مبتلای به طمع و آز هستند. حریص بر دنیا گاهی شدیدتر است و گاهی به درجاتی می‌رسد که حالت جنون و مستی به انسان‌ها دست می‌دهد.

نشانه‌های مرض حرص و طمع

 گفتیم نشانه این مرض روحی و روانی دو چیز است و در دو جا بروز پیدا می‌کند:

الف) عبور از خطوط قرمز در جمع مال

در جمع مال و ثروت از مرزهای قانون و شرع عبور می‌کند. چون مریضی که زیاده‌خواهی و افزون‌طلبی است در وجود او می‌باشد در جمع مال و ثروت حدود الهی را زیر پا می‌گذارد. حق مردم را در کارخانه، مغازه و هر جایی که باشد رعایت نمی‌کند. یکی از عوامل انواع گناهانی که در کسب مال داریم این است. عوامل دیگرش را قبلاً گفتیم مابقی را هم در ادامه خواهد آمد. یا دزدی آشکار می‌کند، از اموال اشخاص یا بیت‌المال اختلاس و سرقت می‌کند یا به‌ظاهر دزدی نیست اما در روحش نوعی دزدی و تجاوز به حقوق دیگران است. دوز وکلک در معامله، حقه‌بازی‌ها، گران‌فروشی و امثال این‌ها در کار او وجود دارد.

ب) عدم مراعات قوانین در هزینه کردها

نشانه دوم این است که در هزینه کرد از قوانین و مقررات الهی عبور می‌کند. انسان وقتی چیزی را به دست آورد طبق قوانین و مقررات هزینه هم باید کند. هزینه واجب و قطعی را که واجب است. نفقه زن و فرزندان و زندگی را باید بدهد تا حقوق اجتماعی که باید شخص ادا کند مانند وجوهات شرعی و امثال آن. بالاخره وقتی درآمد کسب شد در بخشی از آن باید در حدودی که شرع مشخص کرده هزینه کند. نشانه دوم حرص و طمع این است که شخص در خرج کردن قوانین را زیر پا می‌گذارد.

پس حرص و طمع یک مرض روحی، یک آسیب اخلاقی و مشکل روان‌شناختی است که موجب افزون‌خواهی و زیاده‌طلبی با بیرون رفتن از مرزهای قانون است یا در اندوختن قانون و شرع را زیر پا می‌گذارد یا در مصرف کردن تنگ‌دستی و بخل می‌ورزد.

 

آثار حرص و طمع

با توجه با سلسله مباحثی که تا به حال ملاحظه کردید در این خطبه ما نگاهی می‌افکنیم به روایات و اخباری که آثار و تحلیل وضع روانی آز و حرص را بیان کرده‌اند. خیلی زیبا در روایات ما این پدیده زشت روحی و اخلاقی تحلیل شده است و گفته شده است که این پدیده آثار روحی و روانی دارد. آدم‌های حریص و طمع‌کار که حرص و طمع آن‌ها را به عبور از قوانین الهی فراخوانده است و دست به دزدی، سرقت و تجاوز به اموال دیگران زده‌اند از منظر روایات وضع روانی و روحی آن‌ها به قرار زیر است. در بحث‌های سابق پنج آیه در این زمینه هم خواندیم.

کسی که مبتلای به حرص و طمع است و سیر نمی‌شود از اندوختن اموال، گاهی هم موفق می‌شود و اموالی جمع می‌کند و گاهی هم بدتر از این است که موفق هم نمی‌شود آن‌که مصیبت بر مصیبت می‌شود. حالا ویژگی‌های متعددی در روایات برای آدم طماع می‌بینیم که بسیار آموزنده و تکان‌دهنده است:

1. در رنج و تعب دائمی بودن

کسی که حریص است در رنج و تعب دائمی است. فکر نکن کسی که حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد آدم راحتی است. این چه داشته باشد و چه نداشته باشد انسانی است که مبتلای به رنج و تعب روحی است. این یک مرض است. شبیه وسواس است که از نظر روحی در یک درد و رنج و تعب است. می‌فرماید حرص و طمع شما را در رنج بسیار شدید قرار می‌دهد. حریص فکر نکند که با حرصش آرامش پیدا می‌کند. در مسیر حرص، طمع و آز آرامش و راحتی نیست بلکه مبتلای به رنج و تعب دائمی است. حالا روایات را نگاه کنید.

امیرالمؤمنین (ع) در روایتی فرمودند: «الْحِرْصُ‏ عَنَاءٌ مُؤَبَّدٌ» [ - علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص 30] این قیدش جالب است می‌فرماید حرص یک درد دائمی است. یعنی آدم حریص آرام نیست و شعله آتش و درد و رنج پیوسته در او وجود دارد که خاموش شدنی نیست.

در روایت دیگر، تعبیر دیگری دارد که فرمودند: « الْحِرْصُ‏ مَطِيَّةُ التَّعَبِ» [ - همان، ص 27] مطیه یعنی مرکبی که شخص را حمل می‌کند. می‌فرماید حرص  و آز و طمع در دنیا که شما را به عبور از خط قرمزها فرامی‌خواند و شما را به دزدی و سرقت و تجاوز به حقوق دیگران می‌کشاند مثالش مثال مرکبی است که رنج را با خود حمل می‌کند. این مرض مانند اسبی است که هر چه دارد تعب و رنج و درد است. آدمی که سوار این اسب طمع شد و خودش را با آن به نقاط مختلف برد یعنی دائم دارد رنج می‌کشد. فکر می‌کند حالا مالی اندوخت، اختلاسی کرد، دست تعدی به حقوق دیگران برد و ثروت و کارخانه‌ای اندوخت ولی در واقع یک رنج دائمی در وجود خود به وجود آورده است. به‌عبارت‌دیگر این روایت می‌خواهد بفرماید که حرص یک مرض روان‌شناختی است. همان‌طور که میکروب‌ها در وجود انسان تولید درد می‌کنند گاهی هم روح مبتلای به درد و رنج می‌شود که آن رنج، آشفتگی و وسواس است که دردهای روان‌شناختی ما هستند. مستی ثروت و مال مثل مستی قدرت و آز و طمع دردهای روح هستند. انسانی که متصف به این‌ها است همیشه در رنج و تعب است.

2. بندگی و اسارت

آز و طمع شما را آزاد می‌کند یا شما را اسیر می‌کند؟ شما را عزیز می‌کند یا انسان حریص را ذلیل می‌کند؟ دومین چیزی که در روایات به آن اشاره شده است بندگی، اسارت، ذلت و خواری است که با طمع به وجود می‌آید پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (ص) در سخنی فرمودند: «الطَّمَعُ‏ فَقْرٌ حَاضِرٌ» [ - عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص 28.]  و امیر مؤمنان (ع) فرمودند: «الطَّمَعُ رِقٌ‏ مُؤَبَّدٌ» [ - سید رضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 501] همان‌طور که این رنج و درد بود از نظر روحی، یک بندگی جاویدان و همیشگی است. این بنده ظاهرش آزاد است اما در واقع اسیر است. انسانی که دچار طمع و حرص است از آزادی انسانی برخوردار نیست.

در تعبیر زیبای دیگری فرمودند: «الطَّامِعُ‏ فِي‏ وِثَاقِ‏ الذُّلِ‏» [ - سید رضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 508] طمع‌کار و حریص در جمع اموال و بی‌اعتنای به حقوق مردم در گرو ذلت و اسیر آن است. در ظاهر شاید چیزی هم اندوخته باشد اما در واقع ذلیل و عبد و بنده است.

در حدیث دیگری از امیرالمؤمنین سؤال شد که: «أَيُ‏ ذُلٍ‏ أَذَلُ‏»؟ چه ذلتی بدترین ذلت‌ها و خواری‌ها است؟ بندگی ظاهری و گرفتاری‌ها و مشکلات .

پاسخ مولا به این سؤال این است که «الْحِرْصُ عَلَى الدُّنْيَا» [ - محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج 70، ص 161] حرص بر دنیا بدترین خواری‌ها و ذلت‌ها است.

هفته قبل عرض کردیم که حرص عدم تلاش و کار نیست اسلام می‌فرماید دائم در کار و تلاش باش بلکه حرص زیاده‌خواهی است که انسان را از مرزهای قانون و شرع و روابط انسانی و اجتماعی دور می‌کند. بدترین خواری و ذلت‌ها عبارت از طمع است.

باز فرمودند: «الْحِرْصُ‏ يَنْقُصُ‏ قَدْرَ الرَّجُلِ‏ وَ لَا يَزِيدُ فِي رِزْقِهِ» [ - علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص 49] حرص منزلت انسان‌ها را پایین می‌آورد و آن‌ها را خوار می‌گرداند و در میان جامعه و در دید دیگران شاید احترام ظاهری بگذارند ولی در واقع آن‌ها را خوار می‌دانند. در نتیجه آن نگاه پست به انسان طمع‌کار در زندگی و روابط اجتماعی او اثر می‌گذارد.

3. فقر و نیاز حقیقت طمع

تحلیل سوم در مورد طمع این است که طمع عامل ثروت، غنا و دارایی است. آدم طمع‌کار فکر می‌کند که با طمع به ثروت می‌رسد. حضرت می‌فرماید سومین حقیقت در تحلیل طمع آن است که حقیقت طمع فقر و نیاز است. این دقیقاً بر خلاف آن تصور اولیه است. تصور اولیه آن است که با طمع شخص ثروتمند می‌شود اما روایت می‌فرماید «الطَّمَعُ‏ فَقْرٌ حَاضِرٌ» [ - عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص 28.]  آدم طمع‌کار که سر از پا نمی‌شناسد و با انواع حیل و حقه‌ها دنبال تعدی به حقوق دیگران و تجاوز به اموال دیگران است این آدم اگر هم چیزی به دست بیاورد فقیر و نادار و بدبخت است. «الْحَرِيصُ‏ فَقِيرٌ وَ لَوْ مَلَكَ الدُّنْيَا بِحَذَافِيرِهَا [ - همان، ص 93]» طمع‌کار اگر همه عالم را به دست بیاورد در واقع فقیر است و بهره‌ای از این‌ها نخواهد برد. حالا این فقر، فقر درونی و معنوی است از لحاظ مادی هم این لذت لازم را از این چیزی که به دست آورده است نخواهد برد. چون همه آورده‌ها و سرمایه‌ها برای بهره بردن است. انسانی که در رنج و تعب است و در این آتش پیوسته حرص و طمع قرار گرفته است این انسان در واقع و حقیقت فقیر است. فقر انسانی و روحی دارد.

4. محرومیت از حکمت و عقلانیت

چهارمین تعبیر آن است که انسان طمع‌کار به حکمت و عقل نخواهد رسید. این  اثر از همه آثار سابق بدتر است و روح همه آن‌ها به این اثر می‌رسد. حصرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «الطّمع‏ يذهب‏ الحكمة من‏ قلوب العلماء» [ - ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص 560] طمع در قلب حتی عالمان هم اگر آمد آن‌ها را از حکمت و عقلانیت تهی می‌کند، یعنی آدم عالِم هم اگر دچار حرص و طمع شد دانشمند است، استاد دانشگاه یا حوزه هم باشد اما مبتلای به حرص و طمع شده باشد این طمع حکمت را از قلب او می‌کند.

جمله مشهور امیر مؤمنان (ع) به این مناسبت بیان شده است: «أَكْثَرُ مَصَارِعِ‏ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ» [ - سید رضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 507] بیشترین جاهایی که انسان‌ها در جنگ شکست می‌خورند جایی است که برق طمع بجهد و سلاح طمع اگر آمد و برق طمع را جهاند و برق طمع جهید آدمیت کشته خواهد شد، کشته انسانیت  و عقل و مهر و محبت به دیگران.

 انسانی که اسیر طمع شد با کارمندش جور دیگری برخورد می‌کند، با کارگرش غیرانسانی رفتار می‌کند، با همسایه و دوستش هم غیرانسانی رفتار می‌کند، با جامعه و ملت هم غیرانسانی رفتار می‌کند. کسی که اسیر طمع شد حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد یعنی درواقع عقل انسانی خود را از دست داده است و آن حکمت اسمانی که اصل حیات انسان است از او ربوده خواهد شد. انسان حریص و طمع‌کار و مبتلا به آز که حق دیگران را زیر چا می‌گذارد، سرقت و دزدی می‌کند، کم‌فروشی می‌کند، احتکار می‌کند و در معامله حقّه می‌کند، دست به حساب بانکی دیگران می‌برد، تعدی به اموال دیگران می‌کند، اختلاس می‌کند، این در واقع عقل را از دست داده است این شخص آن انسان حکیم و عاقل نیست.

5. زاینده مفاسد گوناگون

طمع و حرص یک نقطه محوری و کانونی است که از درون آن نقطه، انواع گناهان می‌جوشد و ریشه‌ای است که همه آفت‌های روحی، اجتماعی و اخلاقی را در جامعه می‌آورد و جامعه یک جامعه فاسد می‌شود و مبتلای به انواع مفاسد در زندگی اقتصادی و اجتماعی می‌گردد.

این پنج ویژگی بسیار مهم طمع است که ما را هوشیار می‌کند. حالا طمع همیشه برای آدم‌های صاحب ثروت و مبتلای به گناهان بزرگ و دارای ثروت‌های بزرگ نیست. ممکن است آدم‌های کوچکی هم باشند که نمی‌توانند اما در روح و درون طمع‌کار هستند. آدم باید خود را تهذیب نفس کند. برادران و خواهران این عالم برای کمال و تعالی ماست. تعالی ما به این است که با شیطان‌های درون و آسیب‌های باطنی دائم دست‌وپنجه نرم کنیم و شیطان‌ها را به عقب برانیم. شیاطین عرصه جان ما را جولانگاه خود قرارمی‌دهند که یکی از ابزارهای آن‌ها طمع است. همیشه باید تلاش کنیم این شیطان‌های درون را تسلیم کنیم. یکی از سپاهیان شیطان درون حرص و طمع است.

خدایا به ما توفیق تهذیب نفس و اصلاح خود و جامعه عنایت و کرامت بفرما.

بسم‌الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ  فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ  إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ [ - سوره کوثر]

خطبه دوم

بسم‌الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ [ - سید رضی، نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، خطبه اول، ص 39.] ثمّ الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیبنا أبی القاسم المصطفی محمّد و علی مولانا علیّ بن ابیطالب و علی الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب أهل الجنّة و علی أئمة المسلمین علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و أمناء الرحمن و سلالة النبین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین. اللهم عجّل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه و اسلک بنا محجته.

توصیه به تقوا

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» [ . سوره حشر، آیه 18.] عِبَادَ اللَّهِ أوصِیکمْ و نَفسِی بِتَقْوَی اللَّه و ملازمة أمره و مجانبة نهیه و تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيل‏ [ - سید رضی، نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، خطبه 204، ص 321] وَ تَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی [ ـ سوره مائده، آیه 35.]

همه شما را در این روز شریف جمعه به تقوای الهی دعوت می‌کنم. دست یافتن به مقام بلند تقوا بدون کار و تلاش و مجاهدت با هواهای نفس میسر نیست. عنصر زیبا و جذاب تقوا و پارسایی و بریدن از دنیا و دل دادن به خداوند نیازمند به کار است. «جاهِدُوا» [ - سوره مائده، آیه 35: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»] لازم دارد. مجاهدت و مبارزه با هواهای نفس ضرورت دارد. مگر می‌شود قله‌های بلند تقوا و پارسایی با سهل‌انگاری، کوتاهی، قصور، بی‌توجهی به حقوق دیگران و رعایت فرمان‌های الهی به دست بیاید؟! امکان ندارد. تقوا یک لقلقه زبان و یک امر ساده و آسانی نیست. یک حقیقت نابی است که دل را روشن می‌کند، جان را صفا می‌بخشد و راه صعود به قله‌های بلند را به روی انسان می‌گشاید. این راه و قله نیاز به تلاش و کار دارد. ما باید برای اینکه متقی باشیم تلاش کنیم. این تلاش هم یک‌باره نیست. انسان هر روز و هر ساعت در معرض انواع فسادها و هجمه‌های شیطان است دائم باید آن‌ها را رصد و پالایش کند،  نقطه‌گذاری کند، هدف تعیین کند و با تلاش مستمر گام‌به‌گام پیش رود. بدون یک برنامه و بدون جهاد جدی و اساسی پیش رفتن در مسیر تقوا میسر نیست.

خدایا تو را به قداست جمعه و نمازهای جمعه و به مقربانت تو را سوگند می‌دهیم که به ما توفیق کسب و رعایت تقوا در همه شئون و شرایط عنایت و کرامت بفرما.

مناسبت‌ها

موضوعات و مناسبت‌هایی را فهرست‌وار عرض می‌کنم:

1. گرامیداشت هفته بسیج

هفته بسیج را گرامی می‌داریم. بسیج یک درخت تنومندی است که از تفکر ناب اسلامی و از اندیشه پاک گفتمان انقلاب اسلامی جوشید. بسیج به مفهوم واقعی و حقیقی آن برای یک دوره چهل‌ساله اخیر نیست. بله نام و عنوان بسیج و نهادی پاک و عزیز مانند بسیج، تاریخ این چند دهه و در شعاع گفتمان انقلاب اسلامی دارد اما حقیقت بسیج مانند حقیقت انقلاب اسلامی ریشه در تاریخ اسلام و در قرآن و روایات و در صدر اسلام دارد. وقتی‌که پیامبر خدا (ص) به سمت عالم مبعوث شد و پرچم هدایت و نجات بشر را برافراشت در واقع با جذب انسان‌های پاک و فداکار و خالص پایه‌های بسیج نهاده شد، نخستین قشرهای بسیج آنگاه نهاده شد که پیامبر در مکه اصحابی پاک پیدا کرد. انسان‌هایی که در برابر انواع خطرات آماده بودند هیچ خطری و موجی آن انسان‌ها را از پا درنمی‌آورد. آنگاه پایه‌های بسیج ریخته شد. آنگاه که جنگ بدر و احد و حنین به وجود آمد، آنگاه که اسلام وارد عرصه جامعه و سیاست شد انسان‌های پاک و مجاهد بسیجیان پیامبر (ص) بودند که در کنار پیامبر (ص) و همراه  او برای اعتلای اسلام و رهایی و آزادی انسان‌ها تلاش می‌کردند. انسان‌هایی که سر از پا نمی‌شناختند. انسان‌هایی که سرهای خودشان را در طبق اخلاص نهاده بودند تا تقدیم اسلام کنند و جامعه را نجات بخشند. این همان بسیجی بود که در صدر اسلام بود. امیر مؤمنان (ع) در یکی از کلمات نهج‌البلاغه فرمودند: ما در عهد رسول خدا چنان استوار بودیم و پیمان با حضرت بسته بودیم که هیچ‌چیز مانع ما نبود. ما در برابر خویشان و نزدیکانمان برای خدا می‌ایستادیم. ما برای خدا سر از پا نمی‌شناختیم ما به فرمان رسول خدا بودیم [ - سید رضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 179:«فَلَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّ الْقَتْلَ لَيَدُورُ عَلَى الْآباءِ وَ الْأَبْنَاءِ- وَ الْإِخْوَانِ وَ الْقَرَابَاتِ فَمَا نَزْدَادُ عَلَى كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ شِدَّةٍ إِلَّا إِيمَاناً وَ مُضِيّاً عَلَى الْحَقِّ وَ تَسْلِيماً لِلْأَمْرِ وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْجِرَاحِ وَ لَكِنَّا إِنَّمَا أَصْبَحْنَا نُقَاتِلُ‏ إِخْوَانَنَا فِي الْإِسْلَامِ عَلَى مَا دَخَلَ فِيهِ مِنَ الزَّيْغِ وَ الِاعْوِجَاجِ وَ الشُّبْهَةِ وَ التَّأْوِيل‏»] این یعنی بسیج. الگوی بسیج الگویی نیست که مربوط به چهل سال اخیر باشد. هزار و چهارصد سال قبل پایه‌های بسیج ریخته شد. بسیج یعنی انسان توانمندی که نگاه او به آرمان‌های بلند و ارزش‌های متعالی است. بسیج یعنی انسانی که از خود برای دیگران و جامعه هزینه می‌کند. بسیجی یعنی کسی که کمترین توقع را از جامعه و انقلاب دارد اما بیشترین تعهد را از خود نشان می‌دهد. بسیجی یعنی انسانی که خود را از پوسته‌های نفسانی خود بیرون آورده است و ذوب در آرمان‌های بزرگ انسانی و اسلامی‌شده است. ذوب در هدف شدن، محو در آرمان‌های الهی شدن و در آن مسیر سر از پا نشناختن، شتاب ناک بودن در مسیر فرمان خدا و پایبندی به رسالت امامت و ولایت و حجت خدا در زندگی.

 ما این افتخار را داشتیم که با انقلاب اسلامی درهایی به روی ما گشوده شد که این خیل عظیم نسل جوان آمدند، انقلاب را پدید آوردند، کشور را از تهاجم بیگانه و در عصر دفاع مقدس نجات دادند و پس از آن هم بر عهد و پیمان خود با خدا باقی ماندند. امروز هم ما شاهد تولد و نوزایی نسل‌های جدید از بسیجیان سرافرازیم چه با نام و چه بی نام. بسیجیانی که در دانشگاه و علم آمدند و عرصه‌های علم را باز کردند و قله‌های علم و فناوری را برای اسلام و کشور اسلامی فتح کردند. نسل‌های بسیجی که آمدند در نیروهای مسلح ما و آن‌همه افتخار آفریدند. بسیجیانی که در عرصه اقتصاد و سرمایه و کار افتخار آفریدند.

برادران و خواهران! بسیج یک فرهنگ نورانی و یک فرهنگ مترقی است که اگر هر جا نور آن بتابد مشکلات را حل می‌کند. شک نداشته باشید اگر مسئولان و همه متصدیان ما به این اصل ناب فرهنگ بسیجی تکیه می‌کردند و بازمی‌گشتند همه مشکلات قابل‌حل بود. این حقیقت بسیج است. هفته بسیج را باید به بسیجیان و همه‌کسانی که دل در گرو کشور و نظام و اسلام و آرمان‌های اسلام بسته‌اند تبریک گفت و برای بسیجیان آرزوی توفیق داریم. نوشته‌اند برای من که حدود صد برنامه در هفته بسیج توسط دوستانمان د ر سپاه و بسیج برنامه‌ریزی‌شده است. بسیج پایگاه‌ها، طبقات و بسیج اصناف برنامه‌های متنوعی دارند و یادواره‌هایی برای شهدا وجود دارد. از همه این برنامه‌ها باید استقبال کرد و امیدواریم به‌صورت پررونق پرچم بسیج برافراشته شود تا آن روح فداکاری و عشق به آرمان‌های الهی و شجاعت در برابر دشمنان خدا و ملت تقویت شود و برای همه عزیزان آرزوی توفیق داریم. از دوستان بسیج هم انتظار می‌رود که خودشان هم فرهنگ بسیجی را بشناسند و آن را تقویت کنند. در مساجد، مدارس، ادارات، کارخانه‌ها و همه جا باید فرهنگ بسیجی تقویت شود تا مسیر عظمت و ترقی کشور گشوده‌تر شود ان‌شاءالله.

2. نکاتی در باب حوادث اخیر

موضوع دوم اشاره‌ای به حوادث اخیر است که در کشور رخ داد. من به چند مطلب کلی اشاره می‌کنم و در مورد بعضی از محورهای مرتبط با اغتشاشات بسیار تندی که به وجود آمد و خسارات شدیدی به کشور وارد کرد نکاتی عرض می‌کنم:

الف) استقامت و پویایی اقتصاد کشور

اولین عرضمان باید در حوزه مباحث اقتصادی باشد. برادران و خواهران اولاً ما باید این را بدانیم که کشور ما در چهل سال جنگ و ترور و تحریم و توطئه و سختی‌ها در مسیر اقتصادی گام‌های بزرگی برداشته است که دیگران نسبت به آن‌ها گاهی با چشم حسرت نگاه می‌کنند. ما یک اقتصاد فعال داریم علی‌رغم این همه هجمه‌هایی که به آن وارد شده است. این را ما نمی‌گوییم بلکه کسانی که سنجش اقتصاد بین‌الملل و جهانی را دارند می‌گویند. اقتصاد ایران علی‌رغم همه این تکانه‌هایی که به آن وارد شد و علی‌رغم سختی‌های بسیار شدیدی که وارد آمد همچنان اقتصاد زنده‌ای است و اقتصاد در حال مرگ و فروپاشی نیست. البته خواهم گفت که این به معنای این نیست که اشکالی در کار نیست، بلکه مراد این است که روح بسیجی و روح انقلاب اسلامی کشور را چنان صلابت بخشیده و استقامت و استواری داده است که در برابر این تکانه‌های سنگین اقتصادی و این امواج سهمگین اقتصادی کشور را نگه داشته است. اگر یکی از این سلسله حوادثی که اقتصاد ما را هدف گرفته بود به یک کشوری وارد شود آن را متلاشی می‌کند. امروز با استقامت و تحمل و صبوری و با تلاشی که ملت در طول این دهه‌ها انجام داده است ما از آن مراحل فروپاشی و متلاشی شدن اقتصاد عبور کرده‌ایم، اما بدون تردید اگر به همین بسنده کنیم و چشم را بر مشکلات و اشکالات بپوشانیم حتماً زیان خواهیم داد. فلذا اصل دوم این است که اقتصاد ما در عین آن دارایی‌ها و داشته‌ها و بنیه‌های قوی و محکم که در بسیاری از عرصه‌ها و شاخص‌های اقتصادی رتبه‌های خوب بین‌المللی داریم که کسانی این بخش را نمی‌پذیرند و این‌ها بی‌انصافی می‌کنند و خلاف علم و دانش سخن می‌گویند. اما کسانی هم دومی را که عرض خواهم کرد نمی‌پذیرند آن‌ها هم اشتباه می‌کنند.

ب) مبتلا بودن اقتصاد کشور به آسیب‌های جدی

 اصل و قانون دوم هم این است که این اقتصاد علیرغم داشته‌ها و پویایی‌ها و استقامتی که پیدا کرده و از وابستگی به اقتصادهای غربی و استکباری پیدا کرده اما آسیب‌های جدی دارد که باید با دست مجلس، دولت، قانون‌گذاران، برنامه ریزان و با همکاری ملت گشوده و حل شود نباید آن‌ها را کوچک شمرد.

اگر بخواهیم به‌عنوان نمونه عرض کنیم مواردی است که عبارت‌اند از:

1. اتکای اقتصاد به خام فروشی

ما همچنان وابسته به نفت هستیم. این رشته باید قطع شود و شرایط امروز شرایط مهمی است که باید این وابستگی اقتصاد به خام فروشی قطع شود. این بلای بزرگ جهان اسلام و بسیاری از کشورهای عالم است که غربی‌ها حدود یک قرن است که اقتصادشان را بر پایه تولید نو و فناوری جدید مبتنی کرده‌اند و این همه هم پیشرفته‌اند. ما باید این رشته خام فروشی و مواد خام فروختن و انرژی ارزان را به دنیا ریختن را ببریم که این جدیت و عزم می‌خواهد. بودجه سال قبل را مقام معظم رهبری باز برگرداندند که شما آن‌طور که لازم بود ساختارهای اقتصادی را درست ندیدید و همچنان این وابستگی هست. این وابستگی از نظر اقتصادی بد است و از نظر سیاسی بدتر است. جلو کشتی‌های شما را که بگیرند یعنی اقتصادتان پایین ریخت اما اگر اقتصادتان متکی به نفت نباشد خیلی آسان‌تر می‌توانید از این تکانه‌ها عبور کنید.

2. وجود فساد در نظام اداری و اقتصادی

فساد در نظام اداری و اقتصادی چیزی است که مع الاسف وجود دارد و باید کنترل شود و همه باید همت کنند تا آن را قطع کنند این بدبختی و آسیب دیگری است که وجود دارد.

3. فرار مالیاتی

برادران و خواهران! صاحب‌نظران می‌گویند اگر همان اندازه که اقشار معمول کارخانه‌ها، صنایع و بخش‌های تجار و کسبه عوارض و مالیات می‌دهند به همین اندازه و بلکه بیشتر، سرمایه‌داران و طماعانی وجود دارند که از مالیات و عوارض فرار می‌کنند. اگر آن‌ها برگردد همین الآن هم یعنی در این سه چهار ماه کشور ما از پول نفت آزاد می‌شود. اگر در این مدت حل شد ما نباید بودجه نفت را در زندگی و هزینه‌هایمان بیاوریم. خیلی ارقام عجیبی است حالا من ارقام را اشاره نمی‌کنم.

4. قاچاق

 حجم عظیم قاچاقی که در کشور وجود دارد علیرغم تلاش‌ها و مبارزه با آن حجم عظیمی است که تولید را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و خراب می‌کند.

ما هنوز آن‌چنان‌که بایدوشاید از سرمایه‌دار و خدمات درست و تولید حمایت نمی‌کنیم و مسئولان و وزارتخانه‌های ما با مشکلاتی در این زمینه روبرو هستند و در حد نیاز تلاش نمی‌کنند. یعنی اگر مجلس و دولت ما کمر همت خود را ببندند و شب و روز خودشان را مصروف این کنند که برنامه درست بریزند و راه را برای سرمایه‌گذاری و تولید بهتر باز کنند بسیاری از مشکلات حل می‌شود. چرا الآن سی چهل درصد صنایع کشورمان مواجه با رکود و تعطیلی است؟ این استناد به تحریم داده می‌شود درست است گاهی هم آن‌ها مؤثر است نباید در هیچ کجا بی‌انصافی کنیم اما اگر عزم و اراده بسیجی بیاید همه این‌ها قابل‌حل است. این مشروط به این است که دولت و مجلس و مقامات و در همه سطوح از فرهنگ بسیجی برخوردار باشند.

5. مرعوب بودن بعضی از مسئولان

اشکال دیگر این است که در دل گروهی از مسئولان ما این است که ما باید همه چیز را از غرب بگیریم.

 باید از غرب برید و باید روی پای خود ایستاد. باید این جوانان و جامعه پرشور علمی و جوان را به صحنه آورد. همه چیز با آن‌ها قابل‌حل است. اگر این اعتقاد و این وادادگی و مرعوبیت در برابر غرب که در بعضی وجود دارد در جنگ بود مگر می‌شد که کشورمان را حفظ کنیم؟! قطعاً نمی‌شد و شکست می‌خوردیم، کشورمان تجزیه می‌شد و سرزمین‌های آباد ما را از دستمان می‌گرفتند. اگر این اعتقاد که در بعضی است به وجود داشت هیچ‌چیزی به سرانجام نمی‌رسید.

6. بی‌توجهی در برنامه‌ریزی

علاوه بر این اشکالات، بی‌توجهی‌هایی که در برنامه‌ریزی‌ها وجود دارد.

ج) تلاش جبهه استکبار برای عقب نگه‌داشتن جهان اسلام

بخش دیگری را به‌صورت کوتاهی اشاره کنم. غربی‌ها و مستکبرین دنبال این هستند که جهان اسلام عقب‌مانده بماند. برای این عقب‌ماندگی و وابستگی آن‌ها  برنامه‌ریزی و طراحی کرده‌اند. ایجاد اختلاف، روی کار آوردن دولت‌های فاسد و وابسته به غرب، اشغال کشورها، تجزیه کشورهای اسلامی و حاکمیت‌های وابسته راه‌هایی است که حدود صد و دویست سال طی کرده‌اند. در برابر این استراتژی‌های شیطانی یک فریاد رسای اسلامی و انقلابی بلند شد آن هم از ملت ایران بود. آن‌ها از این ضربه خوردند و تحمل یک کشور آزاد و مستقل که روی پای خود بایستد را ندارند. این مشکلی است که غربی‌ها با آن مواجه هستند. غربی‌ها برای این مسائلی که با آن مواجهه هستیم سرمایه‌گذاری کرده بودند.

د) عوامل اغتشاشات

باید این نکته را عرض کنم که در ایجاد اغتشاشات در بعضی از مناطق کشور چند عامل اثر داشت:

1. بی‌تدبیری

بی‌تدبیری، بی‌توجهی و برنامه‌ریزی درست نکردن از مهم‌ترین عوامل این اعتراضات بود. گرچه اصل مدیریت سوخت در طول دو دهه گذشته کار درستی بوده است، مدیریت سوخت یک مدیریت مهمی است که همه دنیا به آن توجه دارند، اما برنامه جامع، توجیه درست و اقدام سنجیده چیز لازمی است که در این ضعف داشتیم.

2. برنامه‌ریزی وسیع جبهه استکبار

غربی‌ها یک برنامه‌ریزی وسیع کردند. آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها، سعودی‌ها، ورشکستگان رژیم طاغوتی سابق و منافقینی که دستشان به خون این ملت آغشته است و رویشان در تاریخ سیاه است همه دست‌به‌دست هم دادند و شبکه‌ای درست کردند تا برای هر بهانه‌ای در ناامن سازی ایران استفاده کنند.

بن سلمان و ترامپ و دیگران گفتند که ما ناامنی را به داخل خیابان‌ها و کوچه‌های شما می‌آوریم. این خطر کمی است؟! خوب مردم به فاصله سریعی خودشان را از اغتشاشات جدا کردند، اما گروهی اغتشاش کرده و هزاران میلیارد به کشور ضرر زدند. اینان اقلیتی بودند که هزار نشانه وجود دارد که این‌ها مستقیم و غیرمستقیم حمایت می‌شوند تا همان سیاست ناامنی را به داخل ایران بیاورند. بدانید که شما به فضل الهی با تدبیر و هدایت رهبری باهمت بزرگ ملت ما در این سیاست هم به فضل الهی شکست سنگینی خواهید خورد. (تکبیر)

دو روز اول هم نیروهای انتظامی و امنیتی ما با ملاطفت عمل کردند، شهید دادند و آرام و صبور بودند ولی وقتی‌که ملاحظه شد که این پشت صحنه‌ای دارد که می‌خواهد ایران را به آتش و ناامنی بکشاند آن وقت دست قدرت از آستین ملت بیرون آمد و تمام این خرابکاران را به دور ریخت. این دست قدرت همچنان باقی است.

ه) لزوم اقدامات اساسی در قبال این اتفاقات

 البته ما باید در اینجا عرض کنیم که:

1. اندیشیدن تدابیر جامع‌تر

اولاً دستگاه‌های مسئول ما باید تدابیر جامع‌تر و دقیق‌تری بیندیشند؛

2.  لزوم حمایت از طبقات آسیب‌پذیر جامعه

ثانیاً طبقه متوسط روبه پایین ما سختی دارند و با مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. باید آن‌ها را حمایت کرد. باید تولید را رونق داد، ایجاد اشتغال کرد و شرایط زندگی خوب را فراهم کرد اصل هم آن است. در مواقعی هم باید حمایت کرد، یارانه داد و دستگاه‌های حمایتی باید قوی‌تر عمل کنند.

 در همین قضایا اگر از ابتدا حتی قبل از شروع طرح، اگر اقداماتی شده بود حتماً مردم آن‌چنان در وحشت و نگرانی قرار نمی‌گرفتند. بنابراین توجه به نیازمندان و محرومان و کنترل قیمت‌ها و توجه به ابعاد مختلف مسئله تا سختی بیشتری بر مردم تحمیل نکند باید در دستور کار مسئولان باشد.

3. تقویت زیرساخت‌های اقتصادی

 تقویت زیرساخت‌های اقتصادی برای این‌که زندگی مردم در فشار باشد. این‌ها ضرورت‌ها است مردم ما این را می‌فهمند. البته حوادث نشان داد که این‌ها یک اقلیت محدودی بودند که در شبکه‌ای بودند، سلاح‌های گرم داشتند، تاکتیک‌ها مشخص شده بود و همه آن‌ها برای این بود که پیش‌بینی ترامپ و پمپو و نتانیاهو و بن سلمان و دشمنان خدا محقق شود. این‌ها می‌خواستند بگویند که آنجا را ناامن خواهیم کرد. البته این حوادث ان‌شاءالله منشأ خیر باشند. امیدواریم دستگاه‌های امنیتی قوی، مقتدر و قاطع دست‌های خیانت‌کار را ببرند و در اینجا کوتاه نیایند و درعین‌حال همه ما باید واقعاً برای خدمت به مردم و رفع گرفتاری‌های مردم و توجه به سختی‌های زندگی مردم تلاش کنیم. همه خدمات و زحمات که تا حالا انجام شده است را قبول داریم و تشکر هم می‌کنیم اما کافی نیست بلکه یک عزم جدی‌تری لازم است تا دستگاه‌های دولتی و تقنینی ما آن را انجام دهند.

دعا

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجلّ الاکرم یا الله ...  یا ارحم الرحمین، اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة، اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله، خدایا دل‌های ما را به انوار خودت روشن بفرما، آسیب‌ها و مشکلات را به برکت اولیای الهی از ما دور بساز، به ما توفیق خدمت به خلق خدا و جامعه و انقلاب و جامعه عنایت بفرما، دل‌های ما را به انوار قرآن و عبادت و دعا روشن بفرما، ما را به رسیدگی به مستمندان و همراهی با محرومان و عبادت و دعا و نیایش و زنده داشتن یاد خدا و رونق بخشیدن به مساجد توفیق روزافزون عنایت بفرما، اعمال ما را قبول بفرما، توبه، انابه و عبادات ما را مورد لطف و کرمت خود قرار بده، گناهان ما را ببخش، ما را از شر وساوس داخلی و بیرونی محافظت بفرما، آسیب‌ها را از جامعه ما دور بدار، نسل جوان ما را به اوج عزت، ایمان و افتخار برسان، همه مخاطرات را از کشور و امت اسلام دور بدار، شر دشمنان اسلام به‌ویژه اسرائیل غاصب را از سر همه مرتفع بفرما، شر تکفیری‌ها، داعشی‌ها و تروریست‌ها را به خودشان بازبگردان، ما را از همه خطرات مصون بدار، باران رحمت و برکاتت را بر ما نازل بفرما، مشکلات اقتصادی کشور را مرتفع بفرما، مسئولان ما را به انجام وظایف، خدمات صادقانه و الهی‌شان آشنا و موفق بدار، مریضان ما، مریضان مدنظر و جانبازان را شفا کرامت بفرما، مسلمانان مظلوم بحرین، یمن، عراق، سوریه، میانمار و دیگر مسلمانان مظلوم در اقصا نقاط جهان را نجات کرامت بفرما، اموات و درگذشتگان ما، درگذشتگان از این جمع و تازه درگذشتگان را غریق بهار رحمتت بفرما، ارواح تابناک شهیدان، شهیدان اسلام و انقلاب اسلامی، شهیدان دفاع مقدس، شهیدان مدافع حرم و مقاومت و بین‌الملل اسلامی شهدای این جمع و امام شهدا را با اولیای خودت محشور بفرما. ما را از گناهآن‌همه ایام سال مصون بدار، توبه و انابه و عبادت ما را قبول بفرما،ملت ما را برای همه مراسم اخلاقی و دینی و معنوی موفق و مؤید بدار. سلام ما را به محضر امیرالمؤمنین، امامان و مولایمان حضرت ولیعصر (عج) ابلاغ بفرما.

بسم‌الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ [ - سوره اخلاص]

© طراحی :

Template Design:Dima Group